درج مطالب مربوط به قارخون

با سلام خدمت دوست عزیزم آقای رجبی

با تشکر از اینکه ما را مورد عنایت قرار داده و مطالب را با دقت مطالعه نمودید مطلب قابل عرض این است که در نقل قول بایستی جانب امانت را نگه داشت و مطلب را به صورتی که وجود دارد ارایه  و در مباحث تکمیلی نظر خود را ثبت نمود لذا بنده فعلا نقل قولهایی را که وجود داشت را ارایه نمودم تا در فرصتهای آتی با تهیه نقشه و تقسیمات جدید بتوانیم به معرفی جامع و کامل حدود و تعداد سکنه ، امکانات ، راههای مواصلاتی ، معرفی دوستان و دیگر مشخصات بپردازیم لذا ارایه اطلاعات توسط شما عزیزیان مطمئنا ما را در ارایه بهتر مطالب کمک فراوانی خواهد نمود لذا پیشاپیش از سعه صدر شما تشکر می نمایم

شهیدان زنده اند

در حال دریافت تصویر  ...
نام اروج علی نظری قارخونی
نام پدر موسی
نام مادر جنت
محل شهادت گیلانغرب

بیوگرافی
نظری‌قارخونی، اروجعلی: شانزدهم تیر ۱۳۲۹، در روستای قارخون‌طارم‌سفلا از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش موسی، کشاورز بود و مادرش جنت نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر کارخانه نخ‌ریسی بود. سال ۱۳۵۲ ازدواج کرد و صاحب دو پسر و دو دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و ششم آذر ۱۳۶۰، در گیلانغرب توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر قزوین واقع است.

محل تولد قزوین - قارخون-بخش طارم سفلی تاریخ تولد ۱۳۲۹/۰۴/۱۶
محل شهادت گیلانغرب تاریخ شهادت ۱۳۶۰/۰۹/۲۶
استان محل شهادت کرمانشاه شهر محل شهادت گیلانغرب
وضعیت تاهل متاهل درجه نظامی
تعداد پسر ۲ تعداد دختر ۲
تحصیلات ششم ابتدائی رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش

به یاد مرحوم حاج شیخ منصور مردانی

مرحوم مردانی، انسانی بزرگوار و والامنش که آگاهی، دینداری، تعهد و مردم ‌دوستی را با متانت و تواضع مثال زدنی به هم آمیخته بود، از میان ما رفت و جان‌های‌ ما را با وداع خود تب‌دار کرد. انسان وارسته‌ای که با اندیشه بلند و ایمان استوار و تجربه گرانسنگ در عرصه دین و فرهنگ، سرمایه قیمتی برای شهرستان و استان بود، بطوری که همواره رضایت حضرت حق را بر هر منصب و مکنتی ترجیح می‌داد.

مرحوم حاج منصور مردانی فرزند مرحوم رضا در سال ۱۳۱۹ شمسی در روستای “قارخون” واقع در منطقه طارم سفلی از توابع قزوین چشم به جهان گشود.

از شش الی دوازده سالگی در محضر پدر بزرگوارش به تحصیل و فراگیری قرآن پرداخت. مرحوم پدرش در ادبیات دستی توانمند داشت و از خطی خوش و زیبا بهره‌مند بود. آن زمان مدارس دولتی و به شکل امروزی در روستا وجود نداشت و تعلیم و تعلم بصورت مکتب خانه ای اداره می‌شد.

وی نزد پدرش علاوه بر قرآن، تاریخ معجم، جوهری، ترسل نصاب و چند کتاب دیگر را فرا گرفت، که البته بعدها کلاس ششم قدیم را هم پشت سر گذاشت. چون مرحوم ابوی‌اش به علما علاقه و ارادت خاصی داشت لذا در سال ۱۳۳۲ شمسی او را راهی حوزه علمیه در هیدج می کند و در آنجا وی مشغول به تحصیل علوم حوزوی در محضر مرحوم استاد حاج ملا محمد حسین فخیمی هیدجی می شود. از مقدمات تا کتاب شرح لمعه را در محضر ایشان بهره گرفت سپس به حوزه علمیه قزوین رفت و در مدرسه پیغمبریه و بعد التفاتیه ادامه تحصیل داده و از محضر استادان بزرگواری همچون: حاج میرزا رحیم سامت، حاج شیخ احمد تألهی، حاج سید محمد تنکابنی، حاج میرزا محمود شریعت مهدوی، حاج شیخ علاءالدین تبریزی، حاج مهدی توکلی، حاج سیدعباس، حاج سید جوادی و حاج شیخ محمد تقی شهیدی تا اتمام رسائل و مکاسب بهره برد. در سال ۱۳۴۴ به روستای قارخون برگشته و مدت سه سال بعنوان معلم قراردادی مشغول به تدریس می شود.

در سال ۱۳۴۸ شمسی به منجیل مهاجرت می نماید و از آن تاریخ تا هنگام وفات در منجیل ساکن و به تبلیغ و اقامه نماز جماعت مشغول می گردد. حجت الاسلام مردانی مدت چندین سال امام جماعت مسجد صاحب الزمان کوی کارگران، مدت ۱۵ سال امام جماعت مسجد طاهریه و مابقی عمر را در مسجد حضرت ابوالفضل(ع) منجیل، به اقامه نماز جماعت می پردازد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی مدت بیست سال مسئول عقیدتی سیاسی در نیروی انتظامی بود که در سال ۱۳۷۹ بازنشسته گردید.

مرحوم مردانی در سرودن اشعار فارسی و ترکی طبع روان و تبحر وافری داشت که پنج جلد کتاب از سروده‌های وی در مدح و ثنای ائمه‌ اطهار و اهل بیت(ع) و نیز حادثه تلخ زلزله ۱۳۶۹ به یادگار مانده است

در سال ۱۳۵۴ دفتر ثبت ازدواج و طلاق را در منجیل تاسیس می نماید. در حادثه دلخراش زلزله ۳۱ خرداد ۱۳۶۹، همسر و دخترش را از دست می دهد و خودش نیز از ناحیه کمر و پا شدیداً آسیب می بیند که مدتی را در بیمارستان بستری گردید.

عبدالغفور مردانی فرزند بزرگ ایشان در گفتگو با شکوفه های زیتون گفت: حاج آقا از آغاز انقلاب شکوهمند اسلامی در کمیته انقلاب مشغول خدمتگزاری بودند که سالها بعد به ریاست عقیدتی سیاسی شهربانی وقت و نیروی انتظامی منصوب گردید. در زمان مسئولیت سردار قالیباف با رتبه ۱۶ بازنشسته شد.وی افزود: از ویژگی های بارز ایشان رسیدگی به مشکلات مردم و بودن پدری معنوی برای آنان بود. وقتی برای کسی مشکلی پیش می‌آمد و به دفتر ایشان مراجعه می‌نمود، به هر طریقی که ممکن بود مرحوم سعی و تلاش وافر داشت تا مشکل مراجعه کننده را حل کند. در طول مدتی که ریاست شورای حل اختلاف شهر منجیل را عهده دار بود نزدیک به ۹۸ درصد از پرونده ها را حل و فصل می کرد. ارادت خاص و ویژه ای به امام حسین(ع) داشت که انتشار پنج جلد کتاب شعر از ایشان نشان دهنده علاقه وافر آن مرحوم به مسائل کربلا و چهارده معصوم بود

ایشان به خاطره ای از پدر در ماه محرم، بعد از زلزله اشاره کرد و گفت: در سالگرد امام (ره) حاج آقا قرار بود جهت سخنرانی به کارخانه پرسیت بروند که در مسیر راه دچار سانحه تصادف شده و ایام محرم را ناگزیر در منزل به سر می‌بردند و از این بابت در شب تاسوعا خیلی بی قراری می کرد که در همین حین یکی از آقایان بنام موسی توسلی به درب منزل ما آمده و اطلاع دادند که دسته عزاداری مسجد حضرت ابوالفضل(ع) قصد دارد به مقابل منزل حاج آقا بیاید. ایشان از شنیدن این خبر بسیارخوشحال و شادمان شده و ما ایشان را با ویلچر به حیاط آوردیم و دقایقی را به ذکر مصیبت و نوحه سرایی پرداخت. آن شب یکی از به یاد ماندنی‌ترین ایام زندگی آنمرحوم گردید بطوری ‌که حضرت ابوالفضل(ع) دل ذاکرش را شاد نمود.

 

ادامه نوشته

قارخون در لغت نامه دهخدا

قارخون

دهی است جزء دهستان طارم پائین بخش سیردان شهرستان زنجان . در 24000گزی جنوب سیردان و 15هزارگزی راه عمومی است . موقعیت جغرافیائی آن کوهستانی و سردسیر است . 255 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه اسماعیل آبادو زرند و محصول آن غلات ، بنشن و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).